«لغت نامه دهخدا»
[تَخْ] (ع مص) پادشاه گردانیدن. (زوزنی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). || خداوند چیزی گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (از زوزنی) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). دادن و ملک گردانیدن خداوند برای کسی مال را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): خوّلهُ اللّهُ مالاً؛ اعطاهُ ایاهُ متفضلاً و مَلَّکهُ ایاهُ. (اقرب الموارد) (از المنجد).