تخیدن

«لغت نامه دهخدا»

[تِ دَ] (مص) مصدر منحوت از تخمق یا تخمگ ترکی، خوردن (اهریمنی). نفرین گونه ایست چون زهر مار کردن، کوفت کردن: بِتِخ؛ کوفت کن. زهر مار کن. تِخید؛ زهر مار کرد. کوفت کرد. (یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر