تدلیه

«لغت نامه دهخدا»

[تَ یَ] (ع مص) کسی را در کاری افکندن به حیلتی. (تاج المصادر بیهقی). کسی را بحیلت در کاری افکندن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). انداختن یا نزدیک کردن کسی را بغرور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد) :فدلیهما بغرور. (قرآن 7/22)؛ یعنی نزدیک ساخت آنان را بنافرمانی، یا نزدیک ساخت آنان را از بهشت بزمین یا جرأت داد آنان را بر خوردن. از دلّ، و دالّه، یعنی جرأت. (از منتهی الارب). || چیزی بجای فروگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر