تراز کردن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ کَ دَ] (مص مرکب)هموار و مستوی کردن چیزی. || قرار دادن تراز در آخر حساب. بالانسه(1). (فرهنگستان). معادل کردن دو ستون دخل و خرج در دفاتر حساب، اعم از دفاتر بانکی یا بازرگانی. || نقش و نگار کردن :
گهی ز میغ زند بر مه دوهفته رقم
گهی ز مشک کند بر گل بنفشه تراز.
قطران (از انجمن آرا).
.
(فرانسوی)
(1) - Balancer
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر