«لغت نامه دهخدا»
[تَ] (ع اِ) خاک. تراب. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).(1) تراب. (اقرب الموارد) (المنجد): لاضربنه حتی یعضّ بالترباء. (اقرب الموارد). زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نفس زمین: بینهما مابین الجرباء الترباء؛ ای مابین السماء و الارض. (از اقرب الموارد) (المنجد). || یک نوع گیاهی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || سرانگشتان. (ناظم الاطباء). (1) - در شرح قاموس و منتهی الارب تُرْباء هم بهمین معنی آمده است. ولی در تاج العروس و اقرب الموارد و المنجد و متن اللغه تَرْباء ضبط گردیده است.