«لغت نامه دهخدا»
[تُ بَ نَ / نِ] (اِ مرکب) مقبره. (آنندراج). تربت. گور : ایاز از شبنم مژگان وضو کرد به تربت خانهء محمود رو کرد. حکیم زلالی (از آنندراج).