ترجیل

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (ع مص) جعد کردن موی و فروکردن موی. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). بشک کردن. تجعید. (مجمل اللغه). فروهشته گردانیدن موی را یا میان فروهشته و مرغول گردانیدن آنرا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تسریح کردن موی: رَجَّلَ جعدها ماشطه الصبا. (از اقرب الموارد). || قوی گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) سپیدی که در یک پای ستور باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر