ترحه

«لغت نامه دهخدا»

[تَ حَ] (ع اِ) غم. (از اقرب الموارد): و ما من فرحه الا و بعدها ترحه. (اقرب الموارد) : ابداً یولد ترحه من فرحه و یصب غماً منتهاه سرور. (سندبادنامه ص32). رجوع به تَرَح شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر