ترخان فرمودن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ فَ دَ] (مص مرکب) بمنصب ترخانی رسانیدن : و اتفاقی را که دلالت امیر ایتقول کرده بود و آن جماعت را می شناخت، او را ترخان فرمود و یرلیغ فرمود تا همواره به تفحص مشغول باشد. (تاریخ غازانی ص280). و رجوع به ترخان کردن و ترخان و ترخانی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر