تر داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تَ] (مص مرکب) تازه و آبدار کردن.
-تر داشتن زبان؛ رطب اللسان :
تا زبان دارم زیبد که زبان
به ثنا گفتن او دارم تر.فرخی.
روز و شب پیش همه خلق زبان
به ثنا گفتن او دارد تر.فرخی.
فرخی، زیبد و واجب بود و هست سزا
که همه سال بدین شکر زبان داری تر.
فرخی.
و رجوع به تر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر