«لغت نامه دهخدا»
[تَ / تِ دَ / دِ] (ن مف) بمعنی اندوخته و آمیخته باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). بر وزن ترومیده که سابقاً مرقوم شد و بهمان معنی آمده بدرجاجرمی گفته...(1)(انجمن آرا) (آنندراج). محشی فرهنگ اسدی نخجوانی که تحفه هم از او نقل میکند می نویسد: تروهیده (و) ترومیده آموخته و اندوخته بود. عنصری گوید : مرگ فرهنگ از تروهیده است. تیز مغزی از او نکوهیده است.(2) و شعوری می نویسد: ترومیده، آمیخته و اندوخته(3) و سپس در کلمه تروهیده می گوید این تروهیده مذکور است یعنی آمیخته. بدر جاجرمی گوید(4)... (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و رجوع به تروهیدن و ترومیده و پژوهیدن شود. (1) - در شاهد تروهیدن آمده است. صاحب انجمن آرا پس از نقل آن بیت آرد: در این بیت مرا تأمل است چه «پژوهی» بمعنی تفحص نیز توان خواند. (2) - مرحوم دهخدا این بیت را بدینسان تصحیح کرده اند: هر که فرهنگ او پژوهیده است تیز مغزی از او نکوهیده است. ولی در لغت فرس اسدی چ اقبال ص456 این بیت عنصری شاهد فروهیده بمعنی پسندیده بدینصورت آمده است: هر که فرهنگ از او فروهیده است تیز مغزی از او نکوهیده است. (3) - البته آموخته به تصحیف آمیخته شده است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). (4) - در شاهد تروهیدن نقل شده است.