لغت نامه دهخدا

کلمه
اشترخان
اشترخاو
اشتر خراسانی
اشترخوار
اشترخوی
اشتردار
اشترداری
اشتردرای
اشتردل
اشتردلی
اشتر دو کوهانه
اشترزهره
اشترسوار
اشترشکن
اشتر صالح
اشتر علوی
اشترغار
اشترغاز
اشترغان
اشترقفا
اشترک
اشترک
اشترک
اشترکا
اشترکان
اشترکان
اشترکرد
اشترکره
اشترکش
اشتر کشتن
<صفحه 1147>