«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع ص، اِ) جِ تُرک. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). جِ ترکی . تُرک. ترکان : شیاطین اتراک از شیشهء ضبط بیرون افتادند و اتراک را از تازیکان جدا کردند. (جهانگشای جوینی). بأبی الذی لاتستطیع لعجبه ردّالسلام و ان شککت فعج به ظبی من الاتراک ما ترک الظئا الحاظه من سلوه لمحبه. حفید ابی بکربن زهر. و صاحب غیاث اللغات بنقل از صراح اتراک را مجازاً بمعنی سپاهیان و خودهای آهنی آورده است.(1) (1) - و این نقل غلط است چه عبارت صراح این است: ترکه، خود آهنین. ترک.