اتقان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) کاری محکم کردن. (مؤید) (زوزنی) (تاج المصادر). استوار کردن کار. (مؤید) (منتهی الارب). استواری. اِحکام.
- اتقان صُنع؛ در اصطلاح حکمت، اتقان شناختن ادلّه است با علل و ضبط قواعد کلیه است با جزئیات آنها و گفته اند اتقان شناختن است از روی یقین. (تعریفات).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر