«لغت نامه دهخدا»
[اِثْ] (ع مص) تباه کردن درز چرم یا درفش سطبر زده برشتهء باریک دوختن آن. || مجروح گردانیدن و کشتن. (منتهی الارب). || سفتن و سوراخ کردن مهره. || افساد کردن میان مردم.