«لغت نامه دهخدا»
[اَ/اَفی ی] (ع اِ) جِ اُثفیّه و اِثفیّه، بمعنی پایهء دیگدان. سه پایه. || دیگدان. اجاق. - ثالثه الاثافی؛ سیم پایهء دیگپایه که بر بلندی طبیعی از زمین نهند و آن پارهء سنگ پیوسته به تلّ و پشته است که در پهلوی آن دو سنگ دیگر نهاده و دیگ بر آن نهند. - || سرفتنه. مبدأ فساد که فتنه نمی خیزد جز از او. - امثال: رماه الله بثالثه الاثافی ؛ ای بالجبل، والمراد بداهیه. || جماعت مردم. || عدد بسیار. || (اِخ)(1) نام چند ستاره است مقابل رأس القدر. (منتهی الارب). شلیاق. نام دیگر صورت فلکی قیقاوس.(2) (مفاتیح خوارزمی). (1) - La Lyra. (Lyra). (2) - Cephee.