«لغت نامه دهخدا»
[اِ وی] (ع مص) احویلال ارض؛ سبز شدن زمین و برابر شدن نبات آن. || احویلال عین؛ چپ شدن چشم. کاج، لوچ، حولاء شدن چشم.