احویلال

«لغت نامه دهخدا»

[اِ وی] (ع مص) احویلال ارض؛ سبز شدن زمین و برابر شدن نبات آن. || احویلال عین؛ چپ شدن چشم. کاج، لوچ، حولاء شدن چشم.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر