«لغت نامه دهخدا»
[اَحْ] (ع اِ) جِ حین. وقتها. زمانها : کنون معشوق و می باید نوای چنگ و نی باید سرود و رود کی باید جز این وقت و جز این احیان. لامعی. ج، احایین.