اخشیگ

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ص) اخشیج. آخشیج. ضد و مخالف. (برهان). || (اِ) هر یک از عناصر اربعه. ج، اخشیگان. (برهان) (جهانگیری) (شعوری) :
شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع
به استحاله دگر میشوند اخشیگان.
مجد همگر.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر