«لغت نامه دهخدا»
[اَ طَ] (اِخ)(1) غیاث بن غوث بن الصلت بن الطارقه از بنی تغلب مکنی به ابی مالک و ملقب به ذی الصلیب. در سبب تلقب او به اخطل اختلاف است. گویند وی مردی را از قوم خود هجا گفت آن مرد ویرا گفت: یا غلام انک لاخطل، ای سفیه. و معروف آنست که وی بسبب بذائت و سلاطت لسان به اخطل ملقب گردید. مولد اخطل در بادیهء عراق، بر ساحل فرات است و او با جریر و فرزدق معاصر بود و ایشان در شعر از یک طبقه باشند و اخطل در حیره مقیم بود و بین او و کعب بن جعیل که پیش از او شاعر تغلب بود مهاجات درگرفت و اخطل بر او غالب آمد و آنگاه وی مقدم شعرای تغلب شناخته شد و سبب تقرب او به بنی امیه آن بود که معاویه خواست تا انصار را هجو گوید پس فرزند خود را نزد کعب بن جعیل فرستاد تا او را بهجو ایشان برانگیزد و چون او مسلمان بود ابا کرد و گفت: ادلّک علی غلام منا نصرانی لایبالی أن یهجوهم و کأنّ لسانه لسان ثور. قال و من هو قال الاخطل. پس معاویه او را بخواند و بفرمود انصار را هجا گوید گفت حق من بگذاری؟ گفت آری. پس قصیده ای در هجو انصار بگفت. قوله: و اذا نسیت ابن الخلیفه خله کالجحش بین حماره و حمار لعن الاله من الیهود عصابه بالجزع بین صلیصل و صرار. و چون خلافت به عبدالملک بن مروان رسید اخطل را مقرب داشت و اکرام کرد. عبدالملک در شعر بصیر بود و بشعر اخطل اعجاب داشت و از قول او بطرب میشد تا آنجا که ویرا شاعر بنی امیه نامید. او راست: 1 - دیوان الاخطل، و این دیوان را اب آنطون صالحانی از روی نسخهء دارالکتب پطرسبورگ که توسط رزق الله حسون استنساخ شده بود منتشر ساخت در مطبعه الیسوعیین بیروت سال 1891م. و نیز اب مذکور دیوان ویرا از روی نسخه ای که در بغداد بود با چاپ عکس انتشار داد. (بیروت سال 1909). و چاپ سنگی دیوان توسط دکتر غریفینی از روی نسخه ای که در یمن بود در بیروت بسال 1907م. و با تعلیقاتی چاپ شد. 2 - قصیده الاخطل فی مدح بنی امیه و سبب انشاء قصیده آن است که اخطل شیفتهء خمر بود و بطلب آن نزد عبدالملک بن مروان شد خلیفه بر او خشمگین گردید و گفت: لولا حرمتک لفعلت بک و فعلت. و او از آنجا بیرون شد و نزد خماری رفت و باده نوشید و بازگشت و درین وقت قریحت او بهیجان آمده بود پس بر عبدالملک درآمد و او را بقصیده ای که مطلع آن چنین است مدح گفت: خف القطین فراحوا منک و ابتکروا و ازعجتهم نوی فی صرفها غیر. قصیدهء مزبور با ترجمهء لاتینیه بکوشش هوتسما در لیدن بسال 1878م. بطبع رسیده است. (معجم المطبوعات): کو خطیب و کو امیه کو حطیئه کو کمیت اخطل و بشار برد آن شاعر اهل یمن. منوچهری. راویان شعر من در مدح او سخره بر اعشی و اخطل کرده اند.خاقانی. مولد او بسال نوزده قمری و وفات بسال نود قمری بوده است. و رجوع به الموشح چ مصر ص 37، 50، 65، 99، 115، 116، 124، 125، 130، 131، 132، 142، 148، 165، 166، 171، 227، 239، 240، 309، 380 و المرصع و الجماهر بیرونی ص138 و روضات الجنات ص520 و قاموس الاعلام و الشعر والشعراء ابن قتیبه چ2 ص189 و الاعلام زرکلی شود. (1) - طبقات الشعراء ص 301، جمهره ص 170، الشعر والشعراء ص 301، العقد الفرید ص 133، خزانه الادب ج 1 ص 220 و اخبار متفرقه فی کتاب الاغانی، شعراء النصرانیه بعدالاسلام ص 80 .