اذرع

«لغت نامه دهخدا»

[اَ رَ] (ع ص) مُقْرِف. آنکه پدرش بنده و مادرش آزاد بود یا آنکه پدرش عربی و مادرش داه آزاد یعنی مولاه باشد. || مرد فصیح. || اسپ بدنژاد. || (ن تف) نعت تفضیلی از ذرع: قتلوهم اذرع قتل؛ ای اسرع و افحش. || سبک تر. چالاک تر. چابک تر: خیرکن اذرعکن للمغزل؛ ای اخفّکن یداً به. و یقال اقدرکن علیه. (حدیث).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر