«لغت نامه دهخدا»
[اَ ءِ] (ع اِ) جِ اریکه. تختها. سریرها. (غیاث اللغات): بمسند مه و آفتاب ارائک عطارد بدیوان جاهش محاسب.نظام قاری. || کوشکهای آراسته. || جِ اَراک و اراکه، که درختی است.