«لغت نامه دهخدا»
[اِ ءَ] (ع مص) نمودن. (غیاث). بنمودن. نشان دادن. -ارائه دادن و ارائه کردن؛ نمودن. نشان دادن. - ارائهء طریق؛ راه نمودن. رهبری. راهنمائی. رهنمونی. دلالت. || اری الله بفلان؛ بنماید خدای مردم را عذاب و هلاک او را. (منتهی الارب). || شناسانیدن. || بینا کردن.