ارتثاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) خلط کردن. || ارتثاء در رای؛ اختلاط آن. تباهی در عقل. فساد آوردن در رأی و تدبیر. || شوریده شدن. (تاج المصادر) (زوزنی). ارتثاء امر؛ درهم شدن کار. آشفته شدن کار. آشفته و شوریده کردن کار. || ارتثاء لبن؛ ماست شدن شیر. (منتهی الارب). ستبر شدن شیر. (تاج المصادر بیهقی). غلیظ شدن شیر.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر