«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) نگونسار شدن. || افتادن. (منتهی الارب). بیفتادن. || انبوهی کردن. (منتهی الارب). فراهم آمدن. || بازگشتن بچیزی که از آن خلاص یافته باشد. بجای خود گردیدن. || گرداگرد مرکز گشتن. (منتهی الارب).