ارجان

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (معرب، اِ)(1) بلغت اهل مغرب چلغوزه باشد و بعضی گویند نوعی از بادام کوهی است و این اصح است. (برهان قاطع). بلغت اهل مغرب چلغوزه باشد. از بعض استادان بگوش خورده که بادام کوهی است. (مؤید الفضلاء). لوزالبربر. (اختیارات بدیعی). لوزالسودان. لوزالارجان. لوزالهرجان. ارقان. بادام بربر. بادام بربری. هرجان. ارجن(2). ارژن. بادام تَهله. بُخرک. بخورک.
(1) - در برخی مآخذ ارجن را روغن لوزالبربر گویند.
(2) - Arganier.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر