اریغارون

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (معرب، اِ)(1) ایریغارون. بیونانی به معنی الشیخ فی الربیع است و آن نباتی است ساقش قریب بذرعی مایل بسرخی و برگش شبیه به برگ ترتیزک و بسیار کوچکتر از آن و گلش مایل به بنفشی و انبوه و در بو شبیه بسیب و در وسط گلش چیزی بباریکی موی رسته راست غیرمنحنی و در بهار سفید میشود و منبتش شهرهای خراب و زمین شوره است و در بیخ او نفعی نیست بسیار سرد و با اندک تحلیل و خوردن تازهء او در حال مورث خناق و در فعل مثل فطر و ضمادش جهت ورم خصیه و معده و با کندر جهت جراحت عصب و سایر اعضاء نافع است. (تحفهء حکیم مؤمن در مادهء ایریغارون). شجارین اندلس آنرا یربا(2)خوانند. (دیسقوریدوس چهارم 95). رجوع بابن البیطار چ مصر ج 1 صص 70 - 71 و ترجمهء لکلرک ج 1 ص 176 و 177 و ایریغارون شود.
(1) - Irigheron. erigeron. Senecon. (2) - در مفردات ابن البیطار چ مصر «ثریا» و در ترجمهء لکلرک «یربا».
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر