اسلاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) شکار کردن گرگِ ماده را. (منتهی الارب). || داخل کردن در دستهءکوزه و جز آن چیزی را: اسلق العود فی العروه؛ داخل کرد چوب را در گوشهء کوزه و جز آن. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر