اسلیمیه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ می یَ] (اِخ) اسلیونو(1). شهریست در روم ایلی شرقی، در دامنهء جنوبی کوه «قوجه بلکان» بر نهری از توابع شط دانوب در 132هزارگزی شمال ادرنه. کارخانه های مشهور عبابافی دارد و گلاب گیری در این محل بسیار رایج است. زمانی اسلحهء خوب در اینجا میساختند. در زمان ادارهء عثمانی سمت مرکز لوایی داشت و هر سال یک بار در این شهر بازار مکاره ترتیب میدادند. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به اسلیون شود.
(1) - Selimno. Slivno.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر