اسناف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) در پیش شدن. (زوزنی). پیش شدن شتر یا اسب، جماعت شتران و اسبان را. (منتهی الارب). در پیش شدن اسب. (تاج المصادر بیهقی). || اسناف امر؛ استوار کردن کار. محکم کردن کار. || اسناف برق و سحاب؛ دیده شدن هر دو قرین یکدیگر: اسنف البرق و السحاب؛ دیده شدند هردو بهم قرین. || اسناف بعیر؛ پیش کردن شتر گردن خود را برای رفتن. (منتهی الارب). || سِناف بر شتر بستن. سناف برای شتر ساختن. سناف بستن بر شتر. (منتهی الارب). محکم بکردن بربند اشتر. (تاج المصادر بیهقی). || اسناف ریح؛ سخت وزیدن باد و برانگیختن غبار. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر