«لغت نامه دهخدا»
[هِ زَ اَ / اُو ژَ] (نف مرکب)شیرکش. هزبرافکن. شجاع : مرا بخت از این هر دو فرخ تر است که پیل هزبراوژنم کهتر است.فردوسی. رجوع به هزبر شود.