هزیز

«لغت نامه دهخدا»

[هَ] (ع مص) به نشاط آوردن حادی، شتران را به سرود. || فروافتادن ستاره و درخشیدن در فروشدن. رجوع به هِزّه شود. || (اِ) آواز و بانگ وزش باد. || تردد آواز تندر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر