«لغت نامه دهخدا»
[هُشْ کَ دَ] (مص مرکب)به خود آوردن. افاقه. به هوش آوردن. از مستی و غفلت بیرون آوردن : میی خور کز سر دنیا توانی خاستن یکدل نه آن ساعت که هشیارت کند مخمور بنشینی. سعدی.