هف

«لغت نامه دهخدا»

[هِف ف] (ع ص، اِ) کشت از وقت درو گذشته که دانه ها از وی ریخته باشد. || ابر تنک بی آب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کفچلیزهای بزرگ. (منتهی الارب). وعامیص الکبار. (اقرب الموارد). || مرد سبک. (منتهی الارب). || شهد تنک. (منتهی الارب): شهده هف؛ که در آن عسل نباشد. (اقرب الموارد). || لانهء سبک کم عسل یا بی عسل. || هرچیز سبک میان کاواک. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر