همایون کنان

«لغت نامه دهخدا»

[هُ کُ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال مبارک باد گفتن :
رسولان رسیدند با ساو و باج
همایون کنان شاه را تخت و تاج.نظامی.
رجوع به همایون کردن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر