همت خواستن

«لغت نامه دهخدا»

[ هِمْ مَ خوا / خا تَ](مص مرکب) یاری طلبیدن. دعای خیر و مدد و عطف توجه خواستن از مرشد و پیر برای کمال خود یا برای توفیق در کاری : به خدمت علما و صلحا و عباد قیام نماید و همت خواهد. (مجالس سعدی). این بگفت و پدر را وداع کرد و همت خواست و روان شد. (گلستان).
بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود.حافظ.
|| نیرو و اراده خواستن. دیگران را وادار به کارهای بزرگ کردن :
به بازو توانا نباشد سپاه
برو همت از ناتوانان بخواه.سعدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر