«لغت نامه دهخدا»
[هَ رَ / رِ] (حامص مرکب)هم شیرگی. همشیر بودن برادر و خواهر یا دو برادر یا دو خواهر از طریق رضاع و شیرخوارگی. || کنایه از سازش و صمیمیت : در دشت و کوه و بیشه به همشیرگی چرند شیر و پلنگ و سرهان، گور و گوزن و رنگ. سوزنی. من اول شیر بنهادم تا سبب تأکید همدایگی و حق همشیرگی و تأکید محبت و مودت گردد. (تاریخ قم).