همشیرگی

«لغت نامه دهخدا»

[هَ رَ / رِ] (حامص مرکب)هم شیرگی. همشیر بودن برادر و خواهر یا دو برادر یا دو خواهر از طریق رضاع و شیرخوارگی. || کنایه از سازش و صمیمیت :
در دشت و کوه و بیشه به همشیرگی چرند
شیر و پلنگ و سرهان، گور و گوزن و رنگ.
سوزنی.
من اول شیر بنهادم تا سبب تأکید همدایگی و حق همشیرگی و تأکید محبت و مودت گردد. (تاریخ قم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر