هم کشیدن

«لغت نامه دهخدا»

[هَ کَ / کِ دَ] (مص مرکب)دوختن لباس بدون دقت و ظرافت: هرطور بود هم کشیدم و تنم کردم. (یادداشتهای مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر