هنرپروری

«لغت نامه دهخدا»

[هُ نَ پَرْ وَ] (حامص مرکب)پروردن و تربیت کردن هنرمندان را. هنر را بزرگ داشتن. کوشش برای هنر :
نجوید کسی بر کسی برتری
مگر از طریق هنرپروری.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر