هیام

«لغت نامه دهخدا»

[هُ] (ع ص، اِ) جِ هیمی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هیمی و هیماء شود. شیفتگی و شوریدگی از عشق که به دیوانگی ماند یا نوعی از دیوانگی. (آنندراج) (منتهی الارب). دیوانگی از عشق. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). || تشنگی زده اشتر. (مهذب الاسماء). || تشنگی سخت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) تب شتر یا نوعی از بیماری ستور. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ریگ روان و پیوسته ریزان یا ریگستان خشک باریک خاک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). رجوع به هَیام شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر