«لغت نامه دهخدا»
[هَ یَ] (فعل) صورتی و تلفظی محلی از کلمهء «هستم» یعنی موجودم و حیات دارم و حاضرم. (از آنندراج) (از برهان) : هیم به پلهء نیکی کم از سپندانی به پلهء بدی اندر هزار سندانم.سوزنی.