«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ شخص. شخص ها. تن ها. کالبدها. جِ شخص، بمعنی کالبد مردم و جز آن و تن. (آنندراج) : گرچه نه غایبند به اشخاص غایبند ورچه نه ایدرند به افعال ایدرند. ناصرخسرو. سلطان اَشخاص را در طلب او اِشخاص کرد و در گرد مرکب او نرسیدند. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 38 نسخهء خطی کتابخانهء مؤلف).