«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع مص) نیکو و خوب گردانیدن دندانها را. (منتهی الارب) (آنندراج). اَشَرَ الاسنان اشراً؛ حزّزها و حدّد اطرافها. (اقرب الموارد). || شکافتن چوب را به ارّه. (منتهی الارب). اشر الخشبه بالمنشار اَشراً؛ نشرها. (اقرب الموارد) .