«لغت نامه دهخدا»
[اَ رَ] (ع ن تف) رمنده تر. شاردتر : و هم ترکوک اسلح من حباری رأت صقراً و اشرد من نعام. (حیاه الحیوان ج 1 ص 205 س 3).