اشغر

«لغت نامه دهخدا»

[اُ غُ / اَ غَ](1) (اِ) رجوع به اُشغار و شعوری ج 1 ص 146 شود. خارپشت بزرگ تیرانداز. (برهان) (هفت قلزم) (آنندراج). اُسْغُر. (جهانگیری). قنفذ. سیخول. و رجوع به اشغار و اسغر و شعوری ج 1 ص 106 شود.
(1) - در برهان بضم اول و در جهانگیری و هفت قلزم بفتح اول است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر