اشفاف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بعض را بر بعض گزیدن. (منتهی الارب). اشفاف بعض اولاد بر بعض؛ برتری دادن وی را. (از اقرب الموارد). || اشفاف بر کسی؛ فضل و برتری یافتن بر وی. (از اقرب الموارد). || فزونی نهادن و کم کردن و زیاده کردن. از لغات اضداد است. (منتهی الارب). اشفاف درهم؛ فزودن یا کاستن آن. (از اقرب الموارد). || اشفاف دهان؛ بدبوئی آن. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر