اشکباری

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (حامص مرکب) اشک باریدن. گریستن :
رخ زردم کند در اشکباری
گهی زرکوبی و گه نقره کاری.نظامی.
و رجوع به اشک باریدن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر