اشکیل

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (اِ) مکر و حیله و فریب. (انجمن آرا) (غیاث) (آنندراج). و رجوع به اشکل شود. || اسبی بود که دست راست و پای چپ او سفید باشد. (برهان) (هفت قلزم) (غیاث). || دوائی است که آب برگ آن سفیدی چشم را زایل کند و بعربی آنرا عوسج گویند. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). و رجوع به اشکیل چشم شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر