«لغت نامه دهخدا»
[اَ بِ عُلْ عَ را] (ع اِ مرکب) نوعی از انگور که دانه های دراز دارد چون بلوط و آنرا به انگشتان دوشیزگان تشبیه کرده اند. (قطر المحیط). نوعی از انگور سیاه درازدانه چون بلوط که آنرا به سرانگشتان خضاب دار دوشیزگان تشبیه کرده اند و خوشهء آن مانند ذراع است و معروف به اصابع عروس است. (از اقرب الموارد). نوعی از انگور دراز مانند بلوط. (آنندراج) (منتهی الارب). شُبِّهَ ببنانهن. (منتهی الارب). نوعی انگور است. (تذکرهء داود ضریر انطاکی). در بعض سواحل اندلس آنرا عنب البقری نامند. (مفردات ابن البیطار). اصابع زینب. انگور خلیلی، و آن صنفی انگور است که دانه های کشیده و دراز دارد. انگشت کنیزکان. (مهذب الاسماء). انگور نخشبی. گونه ای انگور بود که دانه های آن به بلوط ماند و فارسی آن انگور بخشی(1) باشد. (از بحر الجواهر). انواع انگورهای کوهی است، کذا فی زفان گویا. (مؤید الفضلاء). نوعی از انگور سیاه است دراز مانند بلوط، آنرا انگور زیتونی گویند. و طبیعت آن گرم و تر است. (از اختیارات بدیعی) (از الفاظ الادویه). انگور سیاه. (مؤید الفضلاء). انگشت عروسان. حنیفه گوید: او نوعی از انواع انگورهای سراه است و در سراه در بلاد عرب کوهیست و میان حجاز و یمن و به لون سفید است و به هیأت دراز باشد و در ری انگوریست که به او مشابهت دارد به هیأت و لون و اهل ری آن را انگشت کنیزکان خوانند. (ترجمهء صیدنه). و رجوع به عنب و انگور و اصابع زینب و انگشت کنیزکان شود. (1) - ظ: نخشبی.