«لغت نامه دهخدا»
[اِ حَ] (ع مص) گوش فراداشتن. || انتظار چیزی کردن. || ترسیدن. (منتهی الارب)(1). (1) - در تاج العروس و قطر المحیط و اقرب الموارد «ص وح» و «ص ی ح» هیچ کدام به باب افعال نیامده است.